!
مارس 10, 2008
· طبقه بندی شده زیر ماجراهای David و Memol
خب دیگه بعد مدت ها قراره دست به قلم بشم!قلم که نه!همون دست به…به هر چی…اه گیر دادیا!
خب این باکس از قراره معلوم در مورد آقا و خانم اسمیته!oh shit…منظورم همون آقای دیوید و خانم ممول (memol)بود ها!…
از اتاق فرمان اشاره می کنن که یه کم در مورد این دو تا توضیح بدم تا ذهن های منحرف به مسیر اصلی برگردن!…دیوید خان و آبجی ممول ما به هیچ عنوان زن و شوهر یا هر کوفته دیگه ای نیستن!ممول کوچولو تازه یاد گرفته بند کفشش رو ببنده و دیوید گوگولی هم تازه مماخش رو فهمیده چطور درست و بدون سروصدا و کثافت کاری بکشه بالا!
این دو جگر گوشه ی دلبندمان تو شهر Bib و استان Bibestan که تو کشور U.S.B می باشد با اجازه تون زندگی می کنن!حالا اگه خواستید شماره تلفن و … رو هم دارم ها!
خب دیگه برا امروز بسه!انشالا در آینده ی یه کمی دور نشاید نزدیک دوباره ادامه ماجراهای این دو گوگولی رو می نویسم…
شبرنگ گفت,
فوریه 26, 2008 @ 8:45 ق.ظ
khob yechi benevis zud tar dge…montazera haaaaaaaaaaa
شبرنگ گفت,
مارس 10, 2008 @ 3:06 ب.ظ
eyvallll…kheili bahal bud jigar!khoda kone bade in gand nazanio khub benevisi…felan
hesam گفت,
مارس 10, 2008 @ 3:08 ب.ظ
ding
شارلاتان گفت,
مارس 12, 2008 @ 11:12 ق.ظ
سلام جیگر طلا.چطوری؟
میبینم که به ملت داری حال میدی!!!
یه حالی هم به ما بده!!!
من داستان طنز و اس ام اس عاشقانه و معرفی فیلم های برتر روز رو بهت پیشنهاد میکنم که پستشو بذاری.
لینکتم کردم.
فعلا بای جوجو.