جشن کذایی
مارس 18, 2008
· طبقه بندی شده زیر ماجراهای David و Memol
(داستانهای دیوید و memol از زبان دیوید نقل می شه ها!گفته باشم!حالا بعضی
وقتها هم راوی یه کوچول موچولو فوضولی میکنه که صد البته حق داره خب!)
هی یادش بخیر!…انگار همین دیروز بود ها!یادش بخیر چه دورانی بود(از اون لحاظ
بابا)انگار نه انگار همین دیروز بود که مثله توله سگ به جوجوی مامانیمون آویزون
بودیم ها!اما حالا…حالا با اجازه ی بزرگتر ها و تشویق دوستان و اقوام درجه سه
به پایین حتی یاد گرفتیم مماخمونم بالا بکشیم!جل الخالق!تازه این دختره ورپریده
ممول بهم یاد داده چطوری بند کفشمو پیپیونی ببندم!oh sorry…منظورم همون
پاپیونی بود!…هی دل قافل یا غافل(!)…تازه دیروز ممول داشت من رو وسوسه
می کرد تا به دختر فرنگیس tell بدم!فک کن!…(راوی:از اونجایی که مردم کشور
U.S.B بسیار دوبله با فرهنگ غلیظ می باشند لذا در دست هر کودک جوجو خوری
دو دستگاه موبایل کشف خواهید کرد!یکی ایرانسل و یکی هم همراه آخر دیگه!)
تازه به کوری چشم حسودان و صدویک سگ خالدار + این راوی پدر نسوخته ما
یاد گرفتیم حتی برای خودمان وبلاگ نیز افتضاح کنیم!
تازه دو روز دیگه با بروبچ قراره یه پارتی بدیم که پارتیش خیلی گردن کلفته ها!
حالا اسامی مهمونامون رو می گم تا به عمق فاجعه پی ببرید:ممول.بلفی.
خانم و آقای اسمیتBenjamin Bunny ,Hunca Munca,Tom kitten,Flopsy,
Samuel Whiskers,Pooh,Miss Moppet,Cotton-tail,Mrs Tiggy-Winkle,
Mopsy,piling blanb,Jemima Puddle-duch,Mr Jeremy Fisher,.تام وجری.
پینوکیو!.کلاه قرمزی و همسرش سروناز و مهمان افتخاریه جشن یعنی آقای
پسرخاله…(البته طبق گفته ها و نشنیده ها miss moppet به همراه نامزدش
رفته ماه عسل و نمی تونه بیاد!حیف!)
(راوی:اگه مهمون های بالا رو نمی شناسید مردن برای شما سنگین تر از
این همه آبروریزیه!افراد نامبرده از معروف ترین شخصیت های مورد علاقه ی
نی نی هان!)
تازه ما در حال مکاتبه هستیم تا با پررویی تام هنکس رو هم دعوت کنیم!
خب!می بینم که دهن هاتون مثله پارکینگ وا شده!حالا برای اینکه کمتر
غصه بخورید در حال سعی و اندکی کوششیم تا مجوز پخش جشنمونو از
شبکه ی 99 بگیریم!آهان…داشت یادم می رفت…قراره استینگ تو جشن
برامون یه دهن آواز بخونه!…
(راوی:سعی می کنم تو پست های بعدی اخبار جشن رو بگوش همگان
برسونم!)
با عرض پوزش من باید مرخص بشم چون این ممول از صبح کمی مایل به
ظهر در تکاپوی راستوریست کردن کارای جشنه و الآن که دید من دارم با
خیاله راحت برای جگرگوشه هام یادداشت می نویسم اندکی به ما چپ
چپ نگریست که به جونه کاندولیزا رایس بنده شیش جفت شلوارم رو با
هم خیس کردم!پس اگر عمری باقی بود به قوله سنجد:بر می گردم!
shabrang گفت,
مارس 18, 2008 @ 9:32 ب.ظ
kheili in bahal bood…damet jezghale fesgheli